صورت بی نقاب، دوتا چشم نیمه خواب با خدا بیحساب، یه زمین بی حصار اینا یعنی من، منم یعنی کم یعنی دقیقا، دوستی که غریبم روزام سخته ولی دنیام شیرین تلخی رنگ ای کاشکی نی رو تن تقویمم من اینو فهمیدم یه دنیاست که یه روز همه پس میدن گرون واسه خودم یه بوم واسه خدا با رنگای قشنگ نه رنگای گلا عمیقتر ببین یه دستم سفید و از من بپرس تو سنگر بگیر تو جنگل که خون با خاکش گله میوهاش حرف من درختش دلت انتقام تا رنگش بره نگام کن یکم نه از پنجره سکوت کن دیگه روی سادگی ندو سکوت کن می فهمی واقعیتو اخم کن بهش لمس کن بچش تلخیشو وقتی که دست خورد بهش این منم یه عابری که همه لحظههاش راه رفت می گذرم و زیر پامم صدا برگههاست این منم یه عابری که همه لحظههاش می گذرم جا نمونی که دوری سهم ماست همیشه همونی که همه چیشو باخت عقبیمه اتفاق تو چار قدمیمه تازه نیست برام اَ قدیمه علنا وقتی نی پَ خواب برا چیمه باید باز باشن چشام و این دور و ورو بپان به ـا بدم دور و ور و جلوترو بخوام له کنم چیزایی که دیدمو اینو خوب بلدم بکنم شروع بعد سه کام حبس و بعد بدم مغز و رد یکم اخم و بعد یه لبخند اومد اون لابه لاها انگاری تکون خورد ریشه هه اینجا خالیا گرون پر میشه همون که بلدیم تو فکر کن الکیم آ فکر اسم ابدیم خوشحالی جلو زدی از اینا که عقبیان ولی من باز تو فکر بغلیم همیشه عصا به دست شبیه مسابقست زندگی یعنی تو تو یه مسیر اجباری انگاری تخم جنگُو واس ما چیدنو تو گذشت یاد بگیر منم ... این منم یه عابری که همه لحظههاش راه رفت می گذرم و زیر پامم صدا برگههاست این منم یه عابری که همه لحظههاش می گذرم جا نمونی که دوری سهم ماست
نظرات کاربران