توکل الله بهنام خداوند بخشندهٔ بخشایشگر ۱ ۱ ۲ ۲ ۸ ایمور تَتْلو وقتی ماهو میبینی، تو صورت اون که دوسش داری نگاه کن … (یه نگاه …!) تصور کن تو این قطار دنیا داری انگار یه واگن ! نگاه کن عمرتو که با چه سرعت داره میره … نمیتونی تصور کنی من چندبار دیدم ماهو از لای میله !! (این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد …) وقتی ماهو میبینی تو صورتِ اون که دوسش داری نگاه کن تصور کن تو این قطار دنیا داری انگاری یه واگن یه واگن … نگاه کن عمرتو که با چه سرعت داره میره داره میره… نمیتونی تصور کنی من چندبار دیدم ماهو از لای میله ! این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد … ( ایشالا آزادیش ) دو هفته صبر کردم ماه کامل شه، هوا ابر بود … زمستونو تحمل کردم که گرم شه هنوز سرد و فقط صبر موند … اَه به آسمون نگاه کردم یهو رعد و برق زد و تنمو ترسوند اَه به زمین تا که دل بستم یهو زلزله اومد، کل قلبمو لرزوند !! آره دو هفته صبر کردم ماه کامل شه هوا ابر بود … هوا ابر بود !! زمستونو تحمل کردم هوا خوب شه، هنوز سرد و فقط صبر موند ! به آسمون نگاه کردم یهو رعد و برق زد و تنمو ترسوند … به زمین تا که دل بستم یهو زلزله اومد کل قلبمو لرزوند !! راستش من تو این مدت قرنطینهی کامل دیگه کامل یاد گرفتم یه وقتایی مسئولیتت اینه که باید تک و تنها فقط بیکار و بی هیچ وابستگی و بدون هیچ حتی هدف و هیچ مسئولیتی، فقط بتونی زندگی کنی، نفس بکشی ! فقط بتونی فکر نکنی؛ بتونی یه لحظه… فقط یک لحظه هم که شده هیچ دخالتی تو کارِ خداوند متعال نکنی ! هیچ چیزی رو جا به جا نکنی …!! بعضی وقتا … مسئولیتت اینه که هیچ کاری نکنی … هیچ کاری نکنی من که هستم معنی نداره شب برات ! شما گل، من شبدرات ( شبدرهات) از تو مینویسم میشه تو خودکارم انگار جوهر و مرکب، نبات ! منم بالاخره یه روزی به لطف خدا، میچینم یه میزِ مرتب برات … باز میشه این در … صبح میشه این شب … آره خودم میخرم برات هرچی شما بخوای تو اصن بگو هرچند، فرقی نداره ! بگو اصن هرچقدرم درآد ! من جلو شما جیبم کلا برقرار زیپ یا دکمه؟ تو جیبه پول الفرار ! یهو دیدی جلو پات زیر یه پالت دلارو گرفتم فندک رفت هوا نمیدونی چقدر گنگه که تو اینهمه، همدم من یکه ! اگه خداوند متعال توییو داده که همون کسی که هم متوکل به خودشونه هم از دم همیشه اماده متحرکه … بیش فعال با وقار با حیا مودب شکرِ خدا تو بگو نصفه شب، ۴:۲۰ اصن توکه اینو میدونم فقط ایمور تتلو ایسترسن (میخوای) ! منم سنه حیران (حیرونِ تو) شُكْرًا لِلّٰهِ انشاءلله میبینم تو دستمه دیگه دستای شما اگه خدا بخواد … نود و صد هم نه! صد و بیست درصد !! طی شده از عرش تا فرش کل راهم که هیچ … من اتوبان و بزرگراه شدم !! هق هقام ماشین شدن و تو گلوم هی ازم سبقت گرفتن و چه خودخواه شدن … (به این بغضه بگم: نشکن، نکشن …) گم شدن هردو چشام باز پشت اشکام من خودم بارون شدم، خیس شدم … منی که ماه کامل بودم ببین پشت ابرا چطور هم داغون و هم نیست شدم …! طی شده از عرش تا فرش کل راهم که هیچ من اتوبان و بزرگراه شدم !! هق هقام ماشین شدن و تو گلوم هی ازم سبقت گرفتن و چه خودخواه شدن … گم شدن هردو چشام باز پشت اشکام من خودم بارون شدم، خیس شدم … منی که ماه کامل بودم ببین پشت ابرا چطور هم داغون و هم نیست شدم …! دو هفته صبر کردم ماه کامل شه، هوا ابر بود … هوا ابر بود ! زمستونو تحمل کردم که گرم شه، هنوز سرد و فقط صبر موند … به آسمون نگاه کردم یهو رعد و برق زد و تنمو ترسوند به زمین تا که دل بستم یهو زلزله اومد کل قلبمو لرزوند !! آره دو هفته صبر کردم ماه کامل شه، هوا ابر بود !! هوا ابر بود … زمستونو تحمل کردم هوا خوب شه، هنوز سرد و فقط صبر موند ! به آسمون نگاه کردم یهو رعد و برق زد و تنمو ترسوند به زمین تا که دل بستم یهو زلزله اومد کل قلبمو لرزوند …! Mr. We’ReThWorld ! What’s up !?! That’s it, man ! Stop … Let’s go for finishing ! خلاص
نظرات کاربران